الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
327
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
266 - كسى از آن حضرت خواست تا ايمان را برايش توصيف كند . امام فرمود : فردا نزد من بيا تا در حضور جمعيت تو را از آن آگاه سازم ، كه اگر گفتهام را فراموش كنى ديگرى برايت حفظ و نگهدارى كند چرا كه سخن همچون شتر فرارى است كه بعضى آن را پيدا ميكنند و بعضى آن را نمىيابند . ( 700 . ) شريف رضى مىگويد : اما اصل پاسخ امام را به اين شخص سابقا ( در كلام 31 ) تحت عنوان « الايمان على اربع شعب : » ( اربع دعائم ) آورديم . 267 - : اى فرزند آدم ! غم و اندوه روزى كه نيامده بر آن روز كه در آن هستى تحميل مكن ! چرا كه اگر از عمرت باشد روزيت را خداوند در آن روز مىدهد ( و اگر نباشد اندوه چرا ؟ ) ( 701 . ) 268 - : دوست خود را در حد اعتدال دوست بدار چرا كه ممكن است روزى دشمنت گردد ( و نيز ) دشمنت در همين حد دشمن دار زيرا ممكن است روزى دوست تو شود ( 702 ) 269 - مردم در دنيا دو گروهند : گروهى بخاطر دنيا تلاش ميكنند و دنيايشان آنان را از آخرتشان باز داشته ، نسبت به بازماندگان خود از فقر وحشت دارند ولى ( از فقر معنوى اخروى ) خويش را در امان مىدانند ، لذا عمر خود را در راه منافع ديگران فانى مىسازند . گروهى ديگر : بخاطر آنچه بعد از دنيا است كوشش ميكنند اما سهم آنها از دنيا بدون عمل به آنها مىرسد ، آنها هر دو بهره ( بهرهء دنيا و بهرهء آخرت ) را با هم مىبرند ، و هر دو سرا را با هم مالك ميشوند . در درگاه خداوند آبرومند خواهند بود بگونهاى كه هر چه را بخواهند خداوند از آنها دريغ نمىدارد . 270 - مىگويند : در ايام خلافت عمر بن خطاب ، در نزد او از زيورهاى كعبه و كثرت آن سخن به ميان آمد . گروهى گفتند :